مؤلف مجهول

131

تفسير قرآن پاك ( فارسى )

( 22 ) ص 17 ، س 17 به خودى : از پيش خود ، سنايى گفته است : چون من به خودى نيامدم روز نخست * گر غم خورم از بهر شدن ، نايد چست هرچند رهى اسير در قبضه‌ى تست * زين آمد و شد رضاى تو بايد جست ( ديوان سنايى ، ص 1117 ) به خود نيز به اين معنى آمده است ؛ سعدى در بوستان گفته : نه خود را بر آتش به خود مىزنم * كه زنجير شوقست در گردنم ( بوستان ، ص 125 ) ( 23 ) ص 19 ، س 16 الفنجيدن : اندوختن ، گردكردن ، كسب‌كردن . نگاه كنيد به : كليله و دمنه حاشيه ص 276 ناصر خسرو گفته است : بماند تشنه و درويش و بيمار آنكه نلفنجد * درين ايام الفغدن شراب و مال و درمانها ( ديوان ناصر خسرو ، ص 21 ) در زين الاخبار چنين آمده است : « . . . و چون فرزندى آيدشان - مردم روس را - شمشير آخته پيش او بنهند و پدر گويد : مرا زر « 1 » و سيم و مال نيست كه از بهر تو ميراث مانم اين ميراث تو است خود نبلح ( ؟ ) « 2 » و خود بخور » ( زين الاخبار ، ص 277 ) . ( 24 ) ص 19 ، س 17 بىستون گشتن : كافر شدن ، ناباور گشتن ، شايد صورت ديگرى از « بىخستون » باشد . بىخستون - بىخستو ، ناخستو به معنى نامقر و اعتراف نكننده كه بىاستون شده ( نظير اين ابدال در ، استه - خسته - هسته وجود دارد ) و بعد بىستون گرديده است . به‌هرحال اين گفتار نمىتواند از حدس و گمان تجاوز كند چون از اين واژه شاهدى در دست نيست . در تفسير تربت جام وى ستود - وى ستو - بىستود به همين معنى به كار رفته است ( تفسير تربت جام نسخهء عكسى ، ورق 81 - 183 - 249 و . . . ) . در تفسير و قصه‌هاى قرآن ، ابو بكر عتيق سورآبادى ، به تصحيح دكتر يحيى مهدوى ( هنوز

--> ( 1 ) . در متن زين الاخبار بنياد فرهنگ « مرا از زر و سيم . . . » كه « از » زايد است - در نسخهء اصل هم « از » نيامده است . ( 2 ) . آقاى عبد الحى حبيبى مصحح زين الاخبار دربارهء اين كلمه در حاشيه چنين نوشته‌اند : « كلمهء مورد شك نقطه ندارد شايد بياخ باشد به صيغهء امر از ياختن ، كه به معنى شمشير از غلاف كشيدنست » . اين وجه كه ايشان گفته‌اند به هيچ روى با متن سازگار نيست و شايد معنى ناخوبى داشته باشد . اين جمله ترجمه اين عبارت « ابن رسته » است « و ليس لك الا ما تكسبه لنفسك بسيفك هذا » : « خود بيلفنج و خود بخور » درست است .